وغيش بالفتح و كسر ثانى و ياء مجهول،بسيار و انبوه،اسدى گويد: بيت برراغشان نيستان وغيش يله شير هر سو ز اندازه بيش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1465) 
به فتح اول و ثانى به تحتانى مجهول كشيده و به شين نقطهدار زده به معنى بسيار و انبوه و فراوان باشد و استعمال آن را به غير ذى حيات و جاندار كنند مانند مال و عمر و باغ و خانه و ملك و املاك و غير اينها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص939) 
- [بفتح واو و كسر غين معجمه] بمعنى بسيار و انبوه باشد و استعمال در غير ذوى - الحيوة كنند چون مال و عمر و باغ و بيشه و غيره (1)ارس. (2)فش، شمله و علاقۀ دستار (برهان). (3)در برهان معنى خوب و خوش و سره و انتخاب كرده نيز دارد. (4)در برهان بفتح اول و ثانى معنى مرضى و علتى كه در دست و پاى اسب و خر بهم مىرسد و بدان سبب لنگ مىشود و اوفه نيز گويند نيز دارد. مثالش شمس فخرى گويد: بيت جمال دولت و دين آنكه گرد بارگهش ز نصر تست تزاحم ز دولتست و غيش و حكيم اسدى نيز گويد: شعر بر راغشان نيستان و غيش يله شير هر سو ز اندازه بيش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1487) 
بالفتح و كسر ثانى و ياى مجهول بمعنى بسيار و انبوه و در مؤيد الفضلا بمعنى بيشه و جنكل آورده و آن را غيشه نيز كفتهاند حكيم اسدى بمعنى نيستان و جنكل كفته بر راغشان نيستان و غيش يله شير هر سو ز اندازه بيش حكيم سوزنى كفته چو خطّ دست عطابخش تو بزيبائى كدام جعد مسلسل كدام زلف وغيش و بمعنى غم و اندوه بىواو و در غين كذشته 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص737) 
(صفت) بسيار. انبوه. فراوان. ¦¦گشاد. فراخ. پهن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3138) 
[صفت][فارسی] ياى مجهول-بسيار و فراوان و انبوه و فراخ و گشاد و پهن.و غم و اندوه و رنج و آزردگى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3875) 
بمعنى بسيار و فراوان بود. كسائى گفته است: آرزو خواستم كسائى را#تاش قارون كنى بحر و غيش!! 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص106) 